السيد حامد النقوي

294

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

چهل و يكم آنكه نيز زرقانى در « شرح مواهب لدنيّه » در شرح حديث ثقلين منقول از أبو سعيد خدرى گفته : [ و عترتى أهل بيتي تفصيل بعد اجمال بدل أو بيان يعنى : ان ائتمرتم بأوامر كتاب اللَّه و انتهيتم بنواهيه و اهتديتم بهدى عترتى و اقتديتم بسيرتهم اهتديتم فلم تضلوا ] . و اين عبارت چنانچه مىبينى دليل صريحست بر اينكه مراد از عترت همان حضرات هستند كه اهتدا بهداشان و اقتدا بسيرتشان موجب هدايت و مانع ضلالتست ، و پر ظاهرست كه اين شرف بجز اهل بيت عصمت و طهارت سلام اللَّه عليهم اجمعين ديگر أقارب را غير حاصلست و أحدى سواى ايشان به اين مرتبهء رفيعه غير و اصل . پس تعميم در مصاديق عترت هرگز در اين حديث صحيح نمىشود و هيچ عاقلى در اين راه كج كه مخاطب رفته است نمىرود . چهل و دوم آنكه نيز زرقانى در « شرح مواهب لدنيّه » در شرح حديث ثقلين منقول از أبى سعيد خدرى گفته : [ قال الشريف السمهودى : هذا الخبر يفهم وجود من يكون أهلا للتمسك به من عترته فى كل زمن الى قيام الساعة حتى يتوجه الحث المذكور على التمسك به كما أن الكتاب كذلك فلذا كانوا أمانا لاهل الارض ) . و اين عبارت كما نبّهنا عليه سابقا دليل واضح بر تخصيص سليم و برهان لائح بر فساد تعميم ذميم مىباشد و خاك مذلّت و هوان بر رءوس منكرين وجود حجّت خدا درين زمان به خوبى مىپاشد . چهل و سوم آنكه حسام الدّين سهارنپورى در « مرافض » بعد ذكر حديث ثقلين كه از جابر منقولست گفته : [ ( ابن . ظ ) عبد الملك گفته كه : تمسك بكتاب اللَّه عبارتست از عمل بموجب أحكام او ، و تمسك بعترت او كنايتست از محبت و محافظت حرمت ايشان و اهتدا بهدى و سيرتشان . و سيد جلال ( جمال . ظ ) الدين رحمه اللَّه در اينجا قيد كرده كه : اگر هدى و سيرتشان مخالف دين و شريعت نبود ، همانا كه مراد عبد الملك را نيز همين خواهد بود نه مطلق چه در بعض افراد مطلق عدم ضلالت متحقق نمىشود . ملا على قارى گفته كه در اطلاق آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم اشعار است به آنكه عترت در حقيقت كسى است كه سيرت او مخالف شريعت نبود . انتهى ] . و به حمد اللَّه تعالى اين عبارتهم مثل عبارت « مرقاة - شرح مشكاة » كه سابقا گذشته عاقل خبير را بسوى تخصيص مصاديق عترت مىكشاند و شبههء تعميم را كه مخاطب مليم در پى آن گشته بلا ريب به آب مىرساند . چهل و چهارم آنكه عبد اللَّه بن محمّد بن عامر الشّبراوى الشّافعى حديث ثقلين را بكمال إيضاح متعلّق بمخصوصين أقارب وانموده در اعتراف بأمر حق و صواب مسلك